به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ ماجرای خرید ۲۵۰۰ عینک آفتابی به ارزش حدود ۱۵ میلیارد تومان توسط یکی از شرکتهای وابسته به پتروشیمی خلیج فارس، از همان ابتدا یک سؤال ساده و روشن را پیش روی افکار عمومی گذاشت: پول مردم دقیقاً چرا و چگونه خرج میشود؟ اما آنچه در ادامه رخ داد، بهجای پاسخگویی شفاف، تلاش هماهنگی بود برای تغییر میدان بحث؛ تلاشی که در گفتوگوی اخیر روزنامه شرق با علی دایی به اوج خود رسید.
این گفتوگو نهتنها ابهامها را برطرف نکرد، بلکه با ترکیبی از حمله به پرسشگر، مظلومنمایی، مغلطه و جابهجایی آدرس انتقاد، عملاً به ابزاری برای تطهیر یک تصمیم مشکوک مالی تبدیل شد.
اصل خرید پذیرفته شد؛ انکار بیفایده است
برخلاف تلاشها برای کوچکنمایی ماجرا، علی دایی در گفتوگوی خود اصل انعقاد قرارداد را میپذیرد. تأکید مکرر او بر اینکه «پولی واریز نشده» یا «قرارداد هنوز اجرایی نشده»، نه پاسخ است و نه رفع مسئولیت. وقتی خرید در کمیسیون معاملات شرکت تصویب شده، مبلغ مشخص دارد، فروشنده مشخص است و برای تصویب نهایی به هیأتمدیره ارسال شده، یعنی تصمیم گرفته شده است. دقیقاً همین نقطه است که نظارت باید وارد شود، نه بعد از خرج شدن پول.
حال سوال دقیقاً همینجاست؛ پیش از آنکه بیتالمال خرج شود، چرا چنین خریدی ضروری تشخیص داده شده است؟
روزنامه شرق؛ رسانه یا سپر دفاعی؟
انتظار میرفت شرق بعنوان یک رسانه در چنین پروندهای، نقش رسانه ناظر را ایفا کند؛ اما آنچه منتشر شد، بیشتر شبیه بیانیه دفاعیه بود. در این گفتوگو، نه از مدیران پتروشیمی خلیج فارس پرسشی جدی مطرح میشود، نه سند افشا شده به چالش کشیده میشود، و نه حتی یک بار از ضرورت این خرید سؤال میشود.
در عوض، تمرکز اصلی بر حمله به نمایندهای است که پرسش کرده و دفاع تمامقد از فروشندهای که از این قرارداد منتفع میشود. اینجاست که این پرسش جدی شکل میگیرد:
شرق از چه کسی دفاع میکند؟
از شفافیت؟ از یک برند و یک چهره خاص؟ یا از صنایع پتروشیمی خلیج فارس؟!
از منافع عمومی؟ یا از تصمیمی که بوی رانت و بیضابطگی میدهد؟
مغلطه «سفره مردم»؛ فریب افکار عمومی
علی دایی بارها از گرانی تخممرغ، لبنیات و کوچک شدن سفره مردم سخن میگوید؛ اما این دقیقاً همان نقطهای است که بحث بهصورت آگاهانه منحرف میشود. پول این عینکها، خودِ سفره مردم است. این منابع، نه دارایی شخصی مدیران پتروشیمی است و نه پول یک شرکت خصوصی؛ بلکه متعلق به شرکتی است که بخش عمده آن دولتی و در نهایت به مردم تعلق دارد.
چگونه میتوان با یک دست از «سفره مردم» گفت و با دست دیگر، هزینهکرد میلیاردی برای خرید کالایی غیرضروری را توجیه کرد؟
فلسفه خرید؛ سکوت معنادار
در هیچکجای دفاعیات علی دایی یا روایت شرق، پاسخی روشن به این سؤال داده نمیشود که چرا اصلاً باید چنین خریدی انجام شود؟
آیا عینک آفتابی جزو الزامات ایمنی شغلی است؟
آیا تمام مشاغل کشور از چنین مزایایی برخوردارند؟
و اگر پاسخ منفی است، چرا باید منابع عمومی صرف خرید کالایی شود که حتی ضرورت آن اثبات نشده است؟
این سکوت، از هر دفاعی معنادارتر است.
استعلامهای خیالی در برابر سند رسمی
ادعای انجام استعلام از چند مجموعه، در حالی مطرح میشود که نامه رسمی خود این شرکت صراحتاً از خرید از «برند انحصاری علی دایی» و «یک فروشگاه مشخص» سخن میگوید. در دنیای شفافیت مالی، ملاک قضاوت سند است، نه روایتهای بعدی. اگر رقابتی در کار بوده، چرا هیچ نشانی از آن در متن رسمی دیده نمیشود؟
اطلاع قبلی؛ بوی رانت میآید
یکی از جدیترین و نگرانکنندهترین بخشهای ماجرا، اطلاع قبلی علی دایی از این خرید است. در یک فرآیند سالم، فروشنده پیش از نهایی شدن تصمیم خرید، نباید از انتخاب خود مطلع باشد. این آگاهی قبلی، خواه ناخواه شائبه رانت، ارتباطات پشتپرده و زدوبند را ایجاد میکند؛ شائبهای که نه با فریاد زدن و نه با حمله به نماینده مجلس از بین میرود.
جمعبندی؛ مسئله حل نشده است
پرونده عینکهای ۱۵ میلیارد تومانی، نه با محبوبیت یک چهره ورزشی بسته میشود و نه با هجمه رسانهای علیه پرسشگر. این پرونده زمانی بسته خواهد شد که پتروشیمی خلیج فارس بهصورت شفاف توضیح دهد چرا چنین خریدی ضروری بوده، فرآیند انتخاب فروشنده چگونه انجام شده و چرا نشانهای از رقابت واقعی در اسناد وجود ندارد.
تا آن زمان، حمله به علی خضریان، فرافکنی با نام «سفره مردم» و تبدیل رسانه به سپر دفاعی، چیزی جز فرار رو به جلو نیست؛ فراری که نه افکار عمومی را قانع میکند و نه مسئولیت پاسخگویی را از بین میبرد.
گزارش از امیر صفره



